VAMPIRE

VAMPIRE
Part 7
ویو هیونجین
وقتی رسیدیم عمارت یه راست رفتم توی اتاق کارم که منشی کانگ پشت سرم اومد داخل....
منشی کانگ: قربان واقعا میخواین بین اون همه آدم ازدواج کنین؟
_مجبورم همچین کاری کنم
منشی کانگ: اما اگه اونجا به یکی حمله کردین چی؟
_ اگر قبل از وارد شدن مهمون ها به همشون جلبک دریایی شور بدیم بوی خونشون کم میشه و کمتر حسشون میکنم
منشی کانگ: ولی جلبک دریایی شور بوی خونشون رو برای مدت کوتاهی کم میکنه و در ضمن برای اینکه اثر کنه باید تحرک داشته باشن
هیونجین کلافه دست برد توی موهاش و اونارو بهم ریخت
_هوففف واقعا نمیدونم چیکار کنم
منشی کانگ: بهتر نیست از خانم هوانگ ا/ت کمک بگیرین بلاخره اونم یه انسانِ شاید راه حل مناسبی رو در نظر داشته باشه
_من هیچوقت نمیتونم غرورمو زیر پا بزارم و از یه انسان بی ارزش کمک بگیرم و در ضمن نباید نقطه ضعف دستش بدم
ویو ا/ت
داشتم میرفتم اتاق تا لباسامو
عوض کنم که دیدم هیونجین داره با منشیش یه حرفهایی میزنه منم فقط از سر کنجکاوی رفتم و پشت در وایستادم
.
.
.
×هه مرتیکه مغرور فکر کرده کیه که همچین حرفی میزنه من اگه بی ارزش بودم که گیر تو نمی افتادم
ویو راوی
ا/ت همش داشت با خودش خود خوری میکرد و بد هیونجین رو میگفت که اصن متوجه نشد که هیونجین درو باز کرده و داره اونو میبینه که فال گوش واستاده بود
_اینجا چیکار میکنی؟(سرد)
ا/ت که تا الان پشتش به هیون بود و متوجه ی اون نشده بود جیغ بلندی زد و پرید بغلش هیون
_الان دقیقا چیکار میکنی(سرد)
×یاااا ترسوندیم
_چرا پشت در اتاق من بودی؟
×یهو داشتم رد میشدم که اتفاقی حرفاتونو شنیدم
_از کدوم قسمتش رو شنیدی؟
×از اونجایی که منشیت پیشنهاد داد از من برای یچیزی که نمیدونم کمک بگیری و تو منو یه انسان بی ارزش خطاب کردی
_خب دروغه که یه انسان بی ارزش بیش نیستی؟
×بله دروغه
_میتونم بپرسم که کجاش دروغه؟
×همه جاش...چون اگه من یه انسان بی ارزش بودم تو برای بدست اوردن من انقدر تلاش نمیکردی
هیونجین قبل از اطلاع قبلی دستاشو از زیر کمر و کاسه زانوی ا/ت کشید که ا/ت با باسن محکم فرود اومد روی زمین و بعد هیون رفت سمت اتاق مشترکتون
×اخخخخخ (با لحنی آروم) عوضی
_چیزی گفتی؟
×نه(چشم غره رفت)
ویو ا/ت
سریع از روی زمین بلند شدم و راه افتادم دنبال هیونجین
_(پشتش به ا/ت) چرا دنبال من راه افتادی؟
×میگم......
_چی میگی؟(سرد)
×برای چه کاری میخواستی ازم کمک بگیری؟(کنجکاوانه)
_هیچی؟
×اگه بگی شاید بتونم کمکت کنم
_نمیتونی کمک کنی پس ولش کن
×میترسی نقطه ضعفت رو بفهمم؟
هیونجین یهو چرخید که یجی محکم خورد به سینش
×اخ....
_من هیچوقت نمیترسم پس بهتره بفهمی که چی میگی دختر جون.......

ادامه دارد🦇.......
دیدگاه ها (۱)

VAMPIREPart 8×خب اگه نمیترسی بهم بگوهیونجین کلافه دستی به مو...

VAMPIREPart 9منشی کانگ: این تنها راهه پس باهاش کنار بیاین _(...

VAMPIRE Part 6(صبح) ویو هیونجین وقتی بیدار شدم جسم کوچیک ا/ت...

VAMPIREPart 5 پ....

#درخواستی #دو_پارتیوقتی...... Part 1خب خب، توی این مدت سناری...

#درخواستی #تکپارتیوقتی از آمپول میترسی..... ا/ت از دیشب تب د...

تکپارتی اسمات از تهیونگ و جونگکوک و ا،ت ا،ت ویوسلام من ا،تم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط