در گیر ظلمتم که پی یک نشانه است

در گیر ظلمتم که پی یک نشانه است

هرجا چراغ دیده گمان کرده خانه است

 

دائم افول می کنم از خویش این منم

رودی ک برخلاف مسیرش روانه است


اشک روان و موی پریشان و بار غم

چیزی که قحطی آمده بعداز تو شانه است


آگاهی از درون تو یک آرزوی دور

چون کشف غارهای بدون دهانه است


جریان عشق در تو شبیه غزل ثقیل

در من ولی به سادگی یک ترانه است


در قلب بی حرارت تو جای عشق نیست

چکش زدن به آهن سرد احمقانه است




#عاشقانه ...
دیدگاه ها (۳)

تویِ شیرینی، تو اول! قند، دوم می‌شودمزه ی سوهان اعلا پیش تو ...

خلق شد در وسوسه ابلیس را یاری کندکاش چشمان تو کمتر مردم ازار...

جدی نگیر وعده ی عشقی جدید را با تازه داغدیده، نزن حرف عید را...

جـدال عـقـل و دل هـمـواره در مـن مـاجــرا داردشـبـیـه سـرزمـ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط