ای رفته کم‌کم از دل و جان، ناگهان بیا

ای رفته کم‌کم از دل و جان، ناگهان بیا

مثل خدا به یاد ستمدیدگان بیا

قصد من از حیات، تماشای چشم توست

ای جان فدای چشم تو؛ با قصد جان بیا

چشم حسود کور، سخن با کسی مگو

از من نشان بپرس ولی‌ بی‌نشان بیا

ایمان خلق و صبر مرا امتحان مکن

بی‌ آنکه دلبری کنی از این و آن بیا

قلب مرا هنوز به یغما نبرده‌ای

ای راهزن دوباره به این کاروان بیا

 

# عاشقانه ...
دیدگاه ها (۱)

بی قرار توام و در دل تنگم گله هاستآه بی تاب شدن عادت کم حوصل...

نفس کشیدم و گفتی زمانه جانکاه استنفس نمی کشم ، این آه از پی ...

بی لشگریم؛ حوصله ی شرح قصه نیست فرمانبریم؛ حوصله ی شرح قصه ن...

ای زندگی بردار دست از امتحانمچیزی نه میدانم نه می‌خواهم بدان...

وه که گر من بازبینم روی یار خویش راتا قیامت شکر گویم کردگار ...

سلام بر هر کسی که خدا مقدر کرده نوشته مرا بخواندجان آئینه جه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط