می دانید داستان " گربه را دم حجله کشتن" چیست؟ می گویند در

می دانید داستان " گربه را دم حجله کشتن" چیست؟ می گویند در ایام قدیم دختری تندخو و بد اخلاق وجود داشته که هیج کس حاضر به ازدواج با او نبوده است. پس از چندی پسری از اهالی شهامت به خرج می دهد و تصمیم می گیرد که با وی ازدواج کند. بر خلاف نظر همه، او می گوید که میتواند دخترک را رام کند.
خلاصه پس از مراسم عروسی، عروس و داماد وارد حجله می شوند و ....چند دقیقه از زفاف که می گذرد پسرک احساس تشنگی می کند .
گربه ای در اتاق وجود داشته از او می خواهد که آب بیاورد! چند بار تکرار می کند که ای گربه برو و برای من آب بیاور!
گربه بیچاره که از همه جا بی خبر بوده از جایش تکان نمی خورد تا اینکه مرد جوان چاقویش را از غلاف بیرون می کشد و سر از تن گربه جدا می کند.
سپس رو یه دختر میکند و میگوید برو آب بیار. خب معلومه دختر از ترس سریع میره آب میاره و این ضرب المثل از آن زمان رایج شد
دیدگاه ها (۳۸)

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

رمان جونگکوکp¹ساعت هشت صبح بود.ات مثل همیشه با عجله وارد ساخ...

حکایت گربه‌ را دم‌ حجله کشتنمیگویند در ایام قدیم دختری تندخو...

داستان گربه را دم حجله کشتنداستان کوتاهمیگویند در ایام قدیم ...

#بدانیم..داستان گربه را دم حجله کشتنمیگویند در ایام قدیم دخت...

میگویند در ایام قدیم دختری تندخو و بد اخلاق وجود داشته که هی...

دخترا نخونن داستان گربه را دم حجله کشتن میگویند در ایام قدیم...

داستان گربه را دم حجله کشتن - داستان گربه را دم حجله کشتنداس...

می گویند در ایام قدیم دختری تندخو و بد اخلاق وجود داشته که ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط