برای اونکه منو از نو متولد کرد..به من جون داد و نفس و جرا

برای اونکه منو از نو متولد کرد..به من جون داد و نفس و جرات زندگی کردن..به همون که نباشه نیستم..نباشم ام نیست
دردت به تنم..


دوست دارم وقتی کنارم هستی پیشه من عطرتو اصراف کنی
با همون دستای عطر آلودت یقه ی پیرهنمو صاف کنی
این روزا طرز نگاهت خاصه انگار احساسه منو فهمیدی
عاشقه بویه خوشه بارونم عاشقه اینکه به من دل میدی
دوست دارم هر جا که با هم میریم پیرهنم رنگه لباست باشه
دوست ندارم که ازم دور بشی دوست دارم خودت حواست باشه

وقتی از حرفای من میرنجی اهی با دلشوره هام میمیرم

پشت هم چک میکنم گوشیمو از همه سراغتو میگیرم

حسی که با نگاه تو میگیرم بدونه شک دارم واست میمیرم
تو لحظه هایی که کنارم نیستی من با همه حتی خودم درگیرم
حسی که با نگاه تو میگیرم بدونه شک دارم واست میمیرم
تو لحظه هایی که کنارم نیستی من با همه حتی خودم درگیرم

حسه خوبیه که از من میخوای شیشه ی عینکمو پاک کنی
تویه این دنیا فقط تو میتونی بی کسی های منو خاک کنی
با تو آرامشه من تکمیله وقتی دور میشم ازت میخوابم
با همه تندمو سخت میگیرم آخه تو نبودنت بی تابم

دوست دارم هر جا که با هم میریم پیرهنم رنگه لباست باشه
دوست ندارم که ازم دور بشی دوست دارم خودت حواست باشه
http://www.tak3da.com/8282/Alireza-Roozegar-Havaset-Bashe/
دیدگاه ها (۱)

هیجدهم صبح ویو جونگکوک: اممم چه بوی خوبی میاد یام یام جونگکو...

دازای با گریه لب زد:چرا.... چرا خوابیدی؟؟؟ مگه چقدر....چقدر ...

نماد مرگ پارت اول

وقتی جلوشون گریه میکنیم

بیو از خودمدرود اینجا خودمو معرفی کردم ۱۴سالمه‌ پایه نهمماسم...

#خدا #زندگی#هدیه #مادر #فرزند#دلنوشت #استوری #تکست #مادرانه ...

★彡   Part 47 彡★ خب، اتاق بهونه بود.مگه میشه تو عمارت به این ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط