امشب به قصه دل من گوش میکنی

امشب به قصه دل من گوش می‌کنی
فردا مرا چو قصه فراموش می‌کنی...

این دُر همیشه در صدف روزگار نیست
می گویمت ولی تو کجا گوش می‌کنی

دستم نمی‌رسد که در آغوش گیرمت
ای ماه با که دست در آغوش می‌کنی؟

در ساغر تو چیست که با جرعه نخست
هشیار و مست را همه مدهوش می‌کنی

مِی جوش می‌زند به دل خم بیا ببین
یادی اگر ز خون سیاووش می‌کنی

گر گوش می‌کنی سخنی خوش بگویمت
بهتر ز گوهری که تو در گوش می‌کنی

جام جهان ز خون دل عاشقان پر است
حرمت نگاه دار اگرش نوش می‌کنی

سایه چو شمع شعله در افکنده‌ای به جمع
زین داستان که با لب خاموش می‌کنی
دیدگاه ها (۰)

💢محمودی، نماینده مجلس: آقای اژه‌ای امروز روز آزمون بزرگ دستگ...

حسام الدین آشنا در این چند روز اخیر دوباره تقصیر احمدی نژاد ...

ای دل غمگین به هجر یار عادت می کنیبیخود از غم دم مزن با هر ک...

نه تو چنانی که منم من نه چنانم که تویینه تو بر آنی که منم من...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط