دیروز با یک دسته گل رز آمده بود دیدنم ،

دیروز با یک دسته گل رز آمده بود دیدنم ،
با نگاهی که سالها
آرزویش را داشتم و از من
دریغ می کرد ...
گریه کرد و گفت :
دلم برایت تنگ شده ...
فاتحه ای خواند و رفت ...


#عاشقانه ...
دیدگاه ها (۲)

... مامن و تو چتر را در یک روز بارانی در یک مغازه-که به تماش...

🍃 🍀 🍃 🍀 🍃 🍀 🍃 🍀 🍃 🍀 با ارزش باشبا ارزش زندگی کن برای خودت خط...

بوی یلدا را میشنوی ؟انتهای خیابان آذر ...باز هم قرار عاشقانه...

هر چه می نویسم ، باز گمان می کنم یک چیزی از قلم افتاده است ....

Beauty and the Beast...

پارت ۶یک هفته بعد_ساعت ۳ و ۲۲ دقیقه ظهر_جیمین:داشتم ناهار ام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط