من که مغلوب تو و محو تماشا شده ام

من که مغلوب تو و محو تماشا شده ام
عشق ممنوعه ام و عاشق حوا شده ام

دیدمت بار دگر با من و شعر و غزلی
دست در مهر نهادی و چه غوغا شده ام

چشمه رو به زوالی ته دنیا بودم
حال با جوشش امواج تو دریا شده ام

سال ها در طلبت بستر بیماری بود
حال با شمس نگاه تو مداوا شده ام

آخرین بیت غزل را که نوشتم دیدم
آه از بخت بدم باز به رویا شده ام
دیدگاه ها (۲)

..

.شبی دارم چراغانی شبی تابیدنی امشبدلی نیلوفری دارم پری بالید...

.

.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط