ای علی اصغر، ای باب الحوائج ..

ای علی اصغر، ای باب الحوائج ..
ای که با دستان کوچکت گره های بزرگ باز می کنی ..
ای که خون گلویت در هفت آسمان اثر بر جای گذاشته است و سال هاست سرمه چشمان فرشتگان است...
ای که قنداق خونین تو سال هاست بیرق عزای عاشقان حسین است ...
ای سومین علی در حرم حسین ، گره های کور زندگی ام را به تو سپردم ...گره از من ، گشایش از تو..
دیدگاه ها (۱۱)

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش پایانی)

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش پایانی)

‍🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْأ...

🟤پزشکیان: از روزی می‌ترسم که خدا از من سوال کند که چه‌ کار ک...

‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‎‎‎*#شب_هفتم_محرّم#حضرت_علی_اصغر*شب هفتم چه قَد...

❤کن و بفرس به عزیزانت🌱"ای که با دستان کوچکت بزرگترین گره ها ...

🌱گره گشاستبزرگی دستان کوچکتان … 🌱وَ محتاج شماستباز شدن گره ط...

یا علی اصغر، یا باب الحوائج...

حرمله : پدر را بزنم یا پسر را ؟گفت: پسر را بزن پدر خودش می ا...

حرمله: پدر را بزنم یا پسر را؟گفت: پسر را بزن پدر خودش می افت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط