چشم‌های تو پر از قصه، پر از شادی بود

چشم‌های تو پر از قصه، پر از شادی بود
سایه‌ات چون کپری بر سر آبادی بود
قاصدک‌های نگاه تو خبر آوردند
خبری ناب‌تر از ناب که آزادی بود
بَه! چه خوش آمدی و وَه! چه صفا آوردی
شادی آوردی و دل، غرق در آن شادی بود
چو نسیم عاشق و دل را به کسی نسپردن
این همان عشق، همان عشق خدادادی بود
تو حقیقت‌تر از آنی که قلم بنویسد
عشق تو، عشق نه! افسانه‌ی فرهادی بود...
دیدگاه ها (۵)

ندهم سکوت خود را به نوای هیچ سازیکه ندارد عشق در من به موذّن...

در غبار برف گم شد کبک دالاهوی منمیرود تا نا کجا آباد های و ه...

باز هم‌ شب شد و دل در طلب یار گریستاز غم دوری تو خون شد و بس...

.چون عطر تو از هر طرف در پیش باشدآدم چگونه سر به لاکِ خویش ب...

🍃بِسْـمِ ٱللهِ ٱلْرَّحْمٰـنِ الْرَّحیـمْ🍃🍀خدایا دستانم خالی ...

🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْألسلام عٓلیکٓ یااباعٓبدالله ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط