خواب دیدم ما را بریدند

خواب دیدم ما را بریدند
و به کارخانه چوب بری بردند
آن که عاشق بود پنجره شد ،
آن که بی رحم بود چوبه دار
اما از من دری ساختند برای گذشتن... #💔
دیدگاه ها (۱)

...🗣به خاطر تمام صمیمیت های بی جایی که با انسان های بیجا داش...

тнey jυѕт ѕeen тнe anѕwer тo oυr goodneѕѕ جوابِ خوبیامونو فق...

آموخته‌ام که وابسته نباید شد ...نه به هیچ‌کس ، نه به هیچ راب...

به انسان هایی که سگها را دوست ندارند نمیتوانم اعتماد کنم.اما...

«پدرم....🥀بعد از تو، تمامِ پنجره‌های این خانه رو به تاریکی ب...

𝐋𝐄𝐒𝐒𝐎𝐍 𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟏𝟕پارت ۱۷ | پشت آن ماسکصدای کشیده شدن گلنگدن اسل...

when silence became a scream p26

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط