یکی از فانتزیام اینه که یه پیرمرد پولدار تصادف کنه و من ب
یکی از فانتزیام اینه که یه پیرمرد پولدار تصادف کنه و من برسونمش بیمارستان و نجاتش بدم ، اونم با بچه هاش مشکل داشته باشه وبه خاطرتشکرازمن تمام زندگیشو به نام من بزنه و بمیره ؛ وقتی بچه هاش منو پیدا میکنن که پولارو بگیرن ، همه پولارو بندازم جلوشون بگم بردارید نامردها ، اونی که با ارزش بود پدرتون بود .ولی چون این کارقشنگی نیست وهمه چیزم که پول نیست فقط نصیحتشون میکنم ومیرم والا کلی پوله خخخخ
- ۷۶۴
- ۱۹ تیر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط