وقت رفتن گشته...ساکتم

وقت رفتن گشته...ساکتم
عشقم مرا پرحرف کن!!!راه خندان کردنم راکشف کن
عمق احساسم به روییدن کم است..مثل چشمان خود آن را ژرف کن
روسیاهم..آفتاب داغ عشق چهره ام را آب همچون برف کن
چشمه ی جوشان عشقم تشنه ام''''دستهایم رابگیروظرف کن
سفره ی قلبم پراست ازسیب سرخ میهمانم شو از آنها صرف کن...
وقت رفتن گشته میترسم کمی...فعل ماندن را برایم صرف کن.
دیدگاه ها (۱)

لحظه ای در گذر از خاطره هاناخودآگاه دلم یاد تو کردخنده آمد ب...

من همون جزیره بودم خاکی و صمیمی و گرمواسه عشق بازی موجا قامت...

خوش است خلوت اگریار,یارمن باشدنه من بسوزم و او شمع انجمن باش...

میری هر لحظه به یادت دلتنگیهام اروم نگیره/بدکردی اماخوبیهاتو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط