✅ به‌خاطر نمازهای اول وقتم، این‌جا هم فرمانده‌ام!

✅ به‌خاطر نمازهای اول وقتم، این‌جا هم فرمانده‌ام!

✍جاده‌های کردستان آن‌قدر ناامن بود که وقتی می‌خواستی از شهری به شهر دیگر بروی، مخصوصاً توی تاریکی، باید گاز ماشین را می‌گرفتی، پشت سرت را هم نگاه نمی‌کردی؛ اما زین الدین که همراهت بود، موقع اذان، باید می‌ایستادی کنار جاده تا نمازش را بخواند. اصلاً راه نداشت. بعد از شهادتش، یکی از بچه‌ها خوابش را دیده بود؛ توی مکه داشته زیارت می‌کرده. یک عده هم همراهش بوده‌اند. گفته بود «تو این‌جا چی کار می‌کنی؟» جواب داده بوده «به‌خاطر نمازهای اول وقتم، این‌جا هم فرمانده‌ام.»

شهید#مهدی_زین_الدین🕊🌹

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
دیدگاه ها (۱)

با خارها راهش را میبندم: شباهت فرقه سبائیه و بهائیت

دریاچه خونین :فصل اول _ پارت ۲۵چند روز دیگه گذشت...چویا تقری...

شهيدمهدي زين الدینجاده های کردستان آن قدر ناامن بود که وقتی...

جاده های کردستان آنقدر ناامن بود. وقتی که میخواستی از شهری ب...

جاده های کردستان آن قدر نا امن بود که وقتی می خواستی از شهری...

جاده های کردستان آن قدر نا امن بود که وقتی می خواستی از شهری...

باور کن به خاطر خودتیابه خاطر خودم نمی‌گویم که دیرتر از اینه...

خوابی که سردار سلیمانی پس از شهادت سردار مهدی زین‌الدین دیدن...

معراج عاشقاناین هفته نماز اول وقت این آخری ها، انگار منتظر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط