چه بارون قشنگی بی حضورت داره می باره

چه بارون قشنگی بی حضورت داره می باره
خیابون خیس بارونِ ، قدم هامونو کم داره

من و چتر و خیال تو ، می مونیم تا ته بارون
تا بارون هست و این بارون به باریدن گرفتاره

یه حسی داره این. روزا ، دلم ، بی ناز چشمونت
که انگاری بدون تو به دنیا هم بدهکاره

کجای قصه جاموندم من از گرمای آغوشت
که این روزای تکراری داره دردامو میشماره

وجودم خیسِ گیسوتو چقد کم داره تو بارون
چقد بارون تو و من رو کنار هم طلبکار
دیدگاه ها (۵)

در دست گلی دارم، این بار که می آیمکان را به تو بسپارم، این ب...

شبی در کوچه ی غربت قیامت را بپا کردم نشستم زیر دیواری به یاد...

.نشسته ام که برای تو از زمانه بگویممَنی کِه زاده شُدم شِعر ع...

سناریو توکیو ریونجرز

Love between fire and shadows ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط