.

.
شاید باورت نشود !
اما من این روزها
با چشم های تو نگاه می کنم
با دهان تو حرف می زنم
با دستهای تو موهایم را می بافم
و با پاهایت خیابانها را قدم می زنم ...
شاید باورت نشود
اما من این روزها
هر جایی که میروم
یک «تو» را درسینه ام حمل می کنم!
و باور نمی کنم
اگر بگویی
صدای ضربانهای دوست داشتنم
هنوز به گوشت نرسیده است ....

#فرشته_رضایی
دیدگاه ها (۵)

از تو سکوت مانده و از من، صدای توچیزی بگو که من بنویسم به جا...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊²⁰افسوس که تمام روابط انسانی نیاز به نوعی نقاب ...

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❸_بخش سوم_اشک های داغ را عقب می‌رانم"تو خیلی بهت...

گاهی آدمنه از رفتنِ کسی شکایت دارد،نه از ماندنِ خاطره‌ای...ف...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①②_بخش دوم_ بدون چوبدستی وردی می...

پروانه جان

سناریو: ماه سرخ

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط