قند پارسی پر خوری در حکایت سعدی

قند پارسی/ "پر خوری" در #حکایت سعدی
یکی از حکما پسر را نهی همی‌کرد از بسیار خوردن که سیری مردم را رنجور کند گفت ای پدر گرسنگی خلق را بکشد نشنیده‌ای که ظریفان گفته‌اند به سیری مردن به که گرسنگی بردن.
گفت اندازه نگهدار، کُلوا وَ اشرَبوا وَ لا تُسْرِفوا
نه چندان بخور کز دهانت بر آید
نه چندان که از ضعف ، جانت برآید
با آن که در وجود طعامست عیش نفس
رنچ آورد طعام که بیش از قدر بود
گر گل شکر خوری به تکلف زیان کند
ور نان خشک دیر خوری گل شکر بود

حکایات گلستان سعدی
دیدگاه ها (۱)

نگار جواهریان #هنرمندان

لاله اسکندری #هنرمندان

#حکایت/ سلیمان و باد از امیرالمؤمنین نقل شده است؛«روزی حضرت ...

‏دیدید که توی مستندها ده بیست تا فیل نشون میدن و میگن گله فی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط