قاصدک ها داستان تلخی دارند ...

قاصدک ها داستان تلخی دارند ...
مگر یک شیء بی جان کوچک با شاخک های ابریشمی چقدر دل دارد ؟
همچون نگینی در عاج آسمان ها میان ابر های کوچک و بزرگ میغلتتد و به هر رهگذری که میرسد آرزو هایش را شنیده و میگذرد ...
اما آرزوی خود قاصدک چیست ؟ ...
قاصدک آرزو هایش را به هیچ کس نگفت ... چون شنونده ای نبود .. ‎
دیدگاه ها (۱)

وقتی‌ دلت مثل من ترک برداشتدیگر آمدن یا رفتنبودن یا نبودنهیچ...

ﻧﻪ ﮐﺴﻲ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺍﺳﺖ ﻧﻪ ﮐﺴﻲ ﭼﺸﻢ ﺑﻪ ﺭﺍﻩ ...ﻧﻪ ﺧﻴﺎﻝ ﮔﺬﺭ ﺍﺯ ﮐﻮﭼﻪ ﻱ ...

خرابم...خراب ، مثلِ مکثِ نگاهی‌ به سهمگینی یک حادثهکه نه ...

اینجا جغرافیای شهر من محکوم به #آلودگیست.مدتیست نه آسمانش آب...

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ²¹صبح، آرام‌تر از همیشه از راه رسید....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط