ای آتش سودای تو خون کرده جگرها

ای آتش سودای تو خون کرده جگرها
بر باد شده در سر سودای تو سرها
در گلشن امید به شاخ شجر من
گلها نشکفند و برآمد نه ثمرها
ای در سر عشاق ز شور تو شغب‌ها
وی در دل زهاد ز سوز تو اثرها
آلوده به خونابه‌ی هجر تو روان‌ها
پالوده ز اندیشه‌ی وصل تو جگرها
وی مهره‌ی امید مرا زخم زمانه
در ششدر عشق تو فرو بسته گذرها
کردم خطر و بر سر کوی تو گذشتم
بسیار کند عاشق ازین گونه خطرها
از آنگه که خبر یافت ز عشقت
از بیخبری او به جهان رفت خبرها
دیدگاه ها (۸)

ای آتش سودای تو خون کرده جگرها ای آتش سودای تو خون کرده جگره...

ای آتش سودای تو خون کرده جگرهابر باد شده در سر سودای تو سرها...

ای آتش سودای تو خون کرده جگرهابر باد شده در سر سودای تو سرها...

ای آتش سودای تو خون کرده جگرهابر باد شده در سر سودای تو سرها...

[ای آتش سودای تو خون کرده جگرها, بر باد شده در سر سودای تو س...

#اشعار_نظامی _______________________________________________...

از زمین نور به بالا رود امشب زیرانور خورشید امامت همه تابان...

بشنـو این نی چون شکــایت می‌کـــنـد از جـداییــهـــا حکـــ...

لوطی مطربی که دعایش مستجاب شدگذر لوطی صالح یکی از معروف ترین...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط