STILL MINE
_________________
☆STILL MINE★
_________________
★CHAPTER:۲☆
__________________________________________________________________
جونگکوک به ینا نزدیک شد. فاصله بینشان پر بود از سکوت سنگین و ناگفتههای سالها. خاطرات مثل سیل در ذهن هر دو سرازیر شده بود. آن روزهای دور، وقتی که بچههای شیطان و بازیگوشی بودند، وقتی که تمام دنیایشان خلاصه میشد به همدیگر. یادشان آمد که چطور ساعتها در حیاط عمارت بازی میکردند، چطور رازهایشان را با هم در میان میگذاشتند، و چطور قول داده بودند که همیشه کنار هم بمانند.
"خیلی عوض شدی." جونگکوک گفت و به چشمهای ینا خیره شد. "دیگه اون دختر بچهی... " حرفش را خورد. نمیدانست چطور توصیف کند. "اون دختر بچهی پر سر و صدا نیستی."
ینا پوزخندی زد. "زندگی آدم رو عوض میکنه، جونگکوک. مخصوصاً وقتی مجبور بشی خیلی چیزا رو فراموش کنی." نگاهش را به سمت دیگری چرخاند. "ولی تو عوض نشدی. همونقدر مغرور."
جونگکوک لبخند تلخی زد. "شاید. بعضی چیزا هیچ وقت عوض نمیشن." مکثی کرد. "چرا رفتیم؟ چرا جدا شدیم؟ ۱۳ سالم بود... هنوزم یادمه، انگار همین دیروز بود."
"چون مجبور بودیم." ینا با صدایی خفه گفت. "اون موقع درک نمیکردیم. اما بزرگتر که شدیم، فهمیدیم." بغض گلویش را گرفت. "اون جدایی... من رو خیلی عوض کرد."
"میدونم." جونگکوک آرام گفت. "فکر میکردم تو فراموش کردی. فکر میکردم دیگه هیچ حسی به اون روزها نداری."
"چطور میتونم فراموش کنم؟" ینا با بغض پرسید. "تو تمام دنیای من بودی."
در همین لحظه، یکی از محافظان جونگکوک نزدیک شد. "رئیس، باید بریم."
جونگکوک نگاهی به ینا انداخت. "باید برم. ولی این تموم نشده."
"من همیشه همینجام." ینا با همان آرامش سرد همیشگیاش گفت، اما در چشمانش چیزی جز آشوب دیده نمیشد.
جونگکوک رفت، اما حضورش، حضور سنگین و پر از سوالش، تا مدتها در ذهن ینا باقی ماند. مهمانی دیگر برایش معنایی نداشت. او در میان جمعیت بود، اما ذهنش در گذشته سیر میکرد.
"ادامه دارد..."
"YENAیـــنــــا"
__________________________________________________________________
شرط برای چپترهای بعد:
لایک:۱۰
کامنت:۳
ریپست:۲
__________________________________________________________________
#فیک #فیکشن #جونگکوک #تهیونگ
#بی_تی_اس #فیک_جونگکوک #چندپارتی
#فیکشن_بی_تی_اس #فیکشن_جونگکوک
#وانشات #چندشاتی #دوپارتی
#تکپارتی #جیمین #بی_تی_اس
#دوشاتی #کیپاپ
#KEEP_SWIMMING
__________________________________________________________________
☆STILL MINE★
_________________
★CHAPTER:۲☆
__________________________________________________________________
جونگکوک به ینا نزدیک شد. فاصله بینشان پر بود از سکوت سنگین و ناگفتههای سالها. خاطرات مثل سیل در ذهن هر دو سرازیر شده بود. آن روزهای دور، وقتی که بچههای شیطان و بازیگوشی بودند، وقتی که تمام دنیایشان خلاصه میشد به همدیگر. یادشان آمد که چطور ساعتها در حیاط عمارت بازی میکردند، چطور رازهایشان را با هم در میان میگذاشتند، و چطور قول داده بودند که همیشه کنار هم بمانند.
"خیلی عوض شدی." جونگکوک گفت و به چشمهای ینا خیره شد. "دیگه اون دختر بچهی... " حرفش را خورد. نمیدانست چطور توصیف کند. "اون دختر بچهی پر سر و صدا نیستی."
ینا پوزخندی زد. "زندگی آدم رو عوض میکنه، جونگکوک. مخصوصاً وقتی مجبور بشی خیلی چیزا رو فراموش کنی." نگاهش را به سمت دیگری چرخاند. "ولی تو عوض نشدی. همونقدر مغرور."
جونگکوک لبخند تلخی زد. "شاید. بعضی چیزا هیچ وقت عوض نمیشن." مکثی کرد. "چرا رفتیم؟ چرا جدا شدیم؟ ۱۳ سالم بود... هنوزم یادمه، انگار همین دیروز بود."
"چون مجبور بودیم." ینا با صدایی خفه گفت. "اون موقع درک نمیکردیم. اما بزرگتر که شدیم، فهمیدیم." بغض گلویش را گرفت. "اون جدایی... من رو خیلی عوض کرد."
"میدونم." جونگکوک آرام گفت. "فکر میکردم تو فراموش کردی. فکر میکردم دیگه هیچ حسی به اون روزها نداری."
"چطور میتونم فراموش کنم؟" ینا با بغض پرسید. "تو تمام دنیای من بودی."
در همین لحظه، یکی از محافظان جونگکوک نزدیک شد. "رئیس، باید بریم."
جونگکوک نگاهی به ینا انداخت. "باید برم. ولی این تموم نشده."
"من همیشه همینجام." ینا با همان آرامش سرد همیشگیاش گفت، اما در چشمانش چیزی جز آشوب دیده نمیشد.
جونگکوک رفت، اما حضورش، حضور سنگین و پر از سوالش، تا مدتها در ذهن ینا باقی ماند. مهمانی دیگر برایش معنایی نداشت. او در میان جمعیت بود، اما ذهنش در گذشته سیر میکرد.
"ادامه دارد..."
"YENAیـــنــــا"
__________________________________________________________________
شرط برای چپترهای بعد:
لایک:۱۰
کامنت:۳
ریپست:۲
__________________________________________________________________
#فیک #فیکشن #جونگکوک #تهیونگ
#بی_تی_اس #فیک_جونگکوک #چندپارتی
#فیکشن_بی_تی_اس #فیکشن_جونگکوک
#وانشات #چندشاتی #دوپارتی
#تکپارتی #جیمین #بی_تی_اس
#دوشاتی #کیپاپ
#KEEP_SWIMMING
__________________________________________________________________
- ۵۲۷
- ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط