من عقربہ ساعتم

من عقربہ ساعتم
وخستہ ےدردم
کےبہ تو من میرسم
اےثانیہ گردم
تاپلک زدم آمدے
ردشدےازمن
توغیب شدے
من صبرنکردم
دنبال تواز زهره وخورشید
گذشتم
مانده فقط جیب خدا
راکہ بگردم
دیدگاه ها (۱)

💋 💋

زندگی همین استهمین چیز هایِ کوچکِ سادهمثلا تو بخندیو من قربا...

Novel panleo ♡ #part⁶¹ ♡『 paniz 』نگاهی به آینه‌‌ی آسانسور کر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط