بسان بوته ای غریب
به عرصه ی وجود آمدم

در انتظار مبهمی
تمام عمر را نفس نفس زدم

هزار کاروان گذشت
هزار رهگذر رسید
یکی مرا ندید !
یکی مرا نچید !
دیدگاه ها (۱)

🍃 🌸 جان 🍃 🌸 به جانم 🍃 🌸 هم کنے ...

💔 تلـــخ ترین رفتن ها ... رفتنی است که با سکـــوت شروع شود آ...

عشق اگر عمر نه پیوست به زلف ساقی غالب آنست که خوابی و خیالی ...

ای دلـ♡ـبـری ڪه می تـپـد ایـن دل بــرای تـو رخصــت نـمـی دهـ...

the same as usual- part 4

رمان غریبه کوچولو

پارت چهارم:یک مشکل پیش بینی نشده(Rose)آخرین چمدان رو هم فرست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط