قرار نبود عاشقش بشم

قرار نبود عاشقش بشم
پارت: 13

ویو جیمین
ا.ت دیدم که نشسته بود کتاب مطالعه می کرد و غذا می خورد رفتم پیشش و نشستم کنارش که یهو شوکه شد و با تعجب نگاهم کرد

_ببخشید ترسوندمت؟ معذرت میخوام
+نه نه اشکالی ندارد فقط شوکه شدم ببخشید
_راجب پیشنهادم فکر کردی؟ قبول می کنی؟
+آره قبول می کنم دوست دخترت بشم

*جیمین خوشحال بلند شود و ا.ت رو بغل کرد و مک عمیقی بهش زد و ا.ت هم دستاش رو دور گردن جیمین حلقه کرد و می بوسیدش و بعد چند مین که هر دو نفس کم آوردن ا.ت به شونه جیمین زد و جیمین ولش کرد که بوسشون با صدای پاپ مانندی تموم شد هر دو نفس نفس می زدن*

_دوست دارم عشقم
+من بیشتر عاشقتم موچی من

*هر دو خندیدن و همو بغل کردن و ا.ت سرش رو گذاشت روی قفسه سینه جیمین و با آرامش بوسیدش هر دو توی لحظات خودشون غرق بودن اما خبر نداشتن یه جفت چشم با حسادت داره این صحنه رو می دیدید.....................درسته یونا با حسادت داشت این صحنه رو می دیدید و عصبی بود و با خودش زمزمه کرد*

&دختره عوضی جیمین مال منع ازت می گیرم ش نمی زارم اون مال تو باشه مال خودم می کنم

*یونا اینو گفت و رفت پیش جیمین و ا.ت و سلام کرد*

&سلام من یونام دوست صمیمی جیمین خوشبختم
+سلام منم ا.ت هستم دوست دختر جیمین «با لبخند»
_یونا مگه تو نباید الان سر کلاس باشی؟&استاد هنوز نیومده میشه پیش شما بشینم
+البته بیا بشین زشته سر پا وایستی

*یونا رفت نشست درست وسط جیمین و ا.ت و بینشون فاصله انداخت و دستش رو گذاشت روی بازوی جیمین و لمسش کرد که ا.ت متوجه این موضوع شد ولی چیزی نگفت تا ناراحت نشه*

*یونا به بازوی جیمین چسبیده و با لحن لوس گفت*

&اوپا میشه فردا بیای خونه ما؟
_برای چی اتفاقی افتاده؟
&من تو درسام خوب نیستم ریاضی فصل جدید رو بلد نیستم ازت می خوام بیای و بهم یاد بدی لطفاً

*جیمین به ا.ت نگاه کرد که لبخند می زد و گفت*

_خیلی خوب ساعت 7 میام خوبه؟
&ممنونم اوپا تو خیلی مهربونی حالا بیا بریم سر کلاس
دیدگاه ها (۹)

قرار نبود عاشقش بشم پارت: 12ویو جیمین فکر کنم با حرفایی که ب...

پروفایل جدیدم 🙂گم نکنید 😘

Part 11یونا ویو با دل درد بدی بیدار شدم دیدم تهیونگ بغلم خوا...

The Rival’s Embrace🍂✨️Part³بعد از پیدا کزدن کتاب ا/ت با لبخن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط