مافیا قدرتمند من فصل دوم پارت
مافیا قدرتمند من فصل دوم پارت 15
تهیونگ یه سیب به بادیگارد داد و گفت..
_ اینو بزارین روی سرش
+چشم ارباب
_ به نفعته صاف وایستی اگه نه تیرم ممکنه خطا بره و بجای سیب مغزتو بزنم (لبخند شیطانی
₩. (سعی میکرد اروم باشه و تکون نخوره از ترس دستاش سرد شده بود)
_ اسلحه ( دستشو اورد جلو بادیگارد
+ بفرمایید
( تهیونگ نشونه گرفت و شلیک کرد)
₩. سریع گردنشو انداخت پایین و شروع به التماس کرد..
₩. ارباب ببخشش توروخدا اشتباه کردم ارباب بهم رحم کنید (ترس
_ (خندید
_ کی بهت گفت سرتو تکون بدی هااا (داد
+ ببخشید ارباب(ترس
_سیب رو دوباره بزارید رو سرش دلم میخاد فط یه تکون کوچک بخوریر(تهدید
(بادیگارد دوباره سیب رو روی سر مرد گذاشت و تهیونگ دقیقا به سیب شلیک کرد و مرد از ترس زبونش بند ومده بود)
_ خوب حالا این سیب رو بزارید ( یه سیب کوچک تر
₩. ارباب من غلط کردم ترو خدا ببخشید ارباب از جون من بگذرید (ترس و صدای لرزون
_ خفههه
ویو تهیونگ. این دفعه بجای سیب دقیقا وسط پیشونیش و هدف گرفتم اما همین که خاستم شلیک کنم ا/ت رو دیدم که وایستاده و به من نگاه میکنه لباسای منو تنش کرده بود چه بزرگ بود براش به زور خندمو نگه داشتمو گفتم...
_خوب خوابیدی؟ (طعنه
ا/ت. بله ممنون
_. خوبه زبون درازم که هستی(پوزخند
+. ارباببببب ( بلند
_. هااااا چته اینجا روگذاشتی رو سرتت (بلند
+ ارباب چایونگ به یکی از انبار هاتون توی کره شمالی حمله کرده
_ همین الان برید چندتا از افراد رو اماده کنین سریععععع (داد
+ چشم ( رفت و 50 نفر از افراد رو اماده و مسلح کرد
ا/ت ببخشید آقا (روبه تهیونگ
_. چیه ؟(عصبی
ا/ت. میخایید برین کره شمالی؟
_. به تو ربطی داره؟
ا/ت. نه ولی خونه من ونجاس میخام برگردم
_. هه برگردی؟
ا/ت. بله میخام برگردم
_. یه شرط سخت داره میتونی قبولش کنی؟
ا/ت. چه شرطی؟
_. باید. یکی از افراد من بشی
ا/ت. یعنی مافیا بشمم؟ (تعجب
_. اره و وقتی هم یکی از افراد من بشی تا لحظه مرگت باید از فرمان من اطاعت کنی و بدون اجازه من حتی حق نداری اب بخوری
( به نظرتون ا/ت قبول میکنه یه مافیا بشه یانه خدا میدونه 😂😂😂
حمایت کنین تاپارت بعد رو زود بزارم ❤️
تهیونگ یه سیب به بادیگارد داد و گفت..
_ اینو بزارین روی سرش
+چشم ارباب
_ به نفعته صاف وایستی اگه نه تیرم ممکنه خطا بره و بجای سیب مغزتو بزنم (لبخند شیطانی
₩. (سعی میکرد اروم باشه و تکون نخوره از ترس دستاش سرد شده بود)
_ اسلحه ( دستشو اورد جلو بادیگارد
+ بفرمایید
( تهیونگ نشونه گرفت و شلیک کرد)
₩. سریع گردنشو انداخت پایین و شروع به التماس کرد..
₩. ارباب ببخشش توروخدا اشتباه کردم ارباب بهم رحم کنید (ترس
_ (خندید
_ کی بهت گفت سرتو تکون بدی هااا (داد
+ ببخشید ارباب(ترس
_سیب رو دوباره بزارید رو سرش دلم میخاد فط یه تکون کوچک بخوریر(تهدید
(بادیگارد دوباره سیب رو روی سر مرد گذاشت و تهیونگ دقیقا به سیب شلیک کرد و مرد از ترس زبونش بند ومده بود)
_ خوب حالا این سیب رو بزارید ( یه سیب کوچک تر
₩. ارباب من غلط کردم ترو خدا ببخشید ارباب از جون من بگذرید (ترس و صدای لرزون
_ خفههه
ویو تهیونگ. این دفعه بجای سیب دقیقا وسط پیشونیش و هدف گرفتم اما همین که خاستم شلیک کنم ا/ت رو دیدم که وایستاده و به من نگاه میکنه لباسای منو تنش کرده بود چه بزرگ بود براش به زور خندمو نگه داشتمو گفتم...
_خوب خوابیدی؟ (طعنه
ا/ت. بله ممنون
_. خوبه زبون درازم که هستی(پوزخند
+. ارباببببب ( بلند
_. هااااا چته اینجا روگذاشتی رو سرتت (بلند
+ ارباب چایونگ به یکی از انبار هاتون توی کره شمالی حمله کرده
_ همین الان برید چندتا از افراد رو اماده کنین سریععععع (داد
+ چشم ( رفت و 50 نفر از افراد رو اماده و مسلح کرد
ا/ت ببخشید آقا (روبه تهیونگ
_. چیه ؟(عصبی
ا/ت. میخایید برین کره شمالی؟
_. به تو ربطی داره؟
ا/ت. نه ولی خونه من ونجاس میخام برگردم
_. هه برگردی؟
ا/ت. بله میخام برگردم
_. یه شرط سخت داره میتونی قبولش کنی؟
ا/ت. چه شرطی؟
_. باید. یکی از افراد من بشی
ا/ت. یعنی مافیا بشمم؟ (تعجب
_. اره و وقتی هم یکی از افراد من بشی تا لحظه مرگت باید از فرمان من اطاعت کنی و بدون اجازه من حتی حق نداری اب بخوری
( به نظرتون ا/ت قبول میکنه یه مافیا بشه یانه خدا میدونه 😂😂😂
حمایت کنین تاپارت بعد رو زود بزارم ❤️
- ۵.۶k
- ۰۱ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط