پارت ۴
پارت ۴
کوک با خانوادش هماهنگ کرد که ا/ت رو ببینن
کلاس تموم شد
کوک:باید بیای خونمون
ا/ت:آخه.....
کوک:آخه چی
ا/ت:زحمت میشه
کوک:چه زحمتی از امشب هم توی عمارت من میخوابیم
ا/ت:چی تو عمارت داری؟؟؟
کوک:آره خانوادم تاجرن
ا/ت:هوم چه خوب
از مدرسه اومدید بیرون که یه ماشین جیپ مشکی پیچید جلوتون
ا/ت:کوک این کیه
کوک:این خواهرمه اسمش جوکیونگه.
جوکیونگ ازماشین پیاده شد و اومد سمتتون
جوکیونگ:سلام داداش سلام زن داداش
ا/ت و کوک:سلام
جوکیونگ:خوشگل عمه چطوره.
ا/ت:این کوچولو حتی ۱ روزش هم نیست
رفتید خونه ی خانواده ی کوک و برای عروسی هم تصمیم گرفتید و عروسی هم کردید و نینی هاتون هم دوقلو بودن ۱ دختر و ۱پسر(مدیونین فک کنین گشادم)
کوک با خانوادش هماهنگ کرد که ا/ت رو ببینن
کلاس تموم شد
کوک:باید بیای خونمون
ا/ت:آخه.....
کوک:آخه چی
ا/ت:زحمت میشه
کوک:چه زحمتی از امشب هم توی عمارت من میخوابیم
ا/ت:چی تو عمارت داری؟؟؟
کوک:آره خانوادم تاجرن
ا/ت:هوم چه خوب
از مدرسه اومدید بیرون که یه ماشین جیپ مشکی پیچید جلوتون
ا/ت:کوک این کیه
کوک:این خواهرمه اسمش جوکیونگه.
جوکیونگ ازماشین پیاده شد و اومد سمتتون
جوکیونگ:سلام داداش سلام زن داداش
ا/ت و کوک:سلام
جوکیونگ:خوشگل عمه چطوره.
ا/ت:این کوچولو حتی ۱ روزش هم نیست
رفتید خونه ی خانواده ی کوک و برای عروسی هم تصمیم گرفتید و عروسی هم کردید و نینی هاتون هم دوقلو بودن ۱ دختر و ۱پسر(مدیونین فک کنین گشادم)
- ۳۸۲
- ۲۵ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط