بیب من برمیگردم

بیب من برمیگردم
پارت : 98

و با مشت زدم تو صورتش که بیهوش شد تقریبا
به سمت کپسول گاز فندکم رو روشن کردم و به سمت کپسول گاز گرفتم و سریع از اونجا دور شدم به سمت حیاط رفتم که صدای بوم کپسول گاز رو هوا پیچید
صدای همه رو مخم بود اما اهمیت ندادم شوگا شروع کرد به تیر اندازی کردن
دوباره رفتم داخل عمارت و به دنبال الکس گشتم که داخل اتاقش پیدا کردم
به سمتش رفتم و بهش حمله کردم
+ وقتشه که بمیری
خندید و گفت
_ فعلا وقت مرگ توعه نه من
و من رو خوابوند زمین و دستشو گذاشت رو گلوم و محکم فشار داد کامل داشتم میدیدم که عمارت داره جلوی چشمام میومد
چشام داشت سیاهی میرفت دیگه فشاری رو حس نمیکردم چشمامو باز کردم دیدم الکس داره میره
سریع با پام زدم به زانوش که افتاد زمین
اصلحمو از جیبم دراوردم و محکم زدم به سرش که فقط بیهوش بشه
کشون کشون داشتم میبردمش سنگین بود اما باید این کار رو تموم میکردم
صدای ترکیدن یچیز هم اومد انگار بمب انداختن خونه کامل اتیش گرفته بود اما بلایی سر من نیومد بود
الکس رو انداختم رو کولم داشتم میوفتادم اما خودمو نگه داشتم
همه جا نارنجی شده بود بزور در خروجی رو پیدا کردم
( جونگکوک)
دیدگاه ها (۰)

بیب من برمیگردمپارت : 99جنی هنوز از عمارت نیومده بود بیرون ش...

بیب من برمیگردمپارت : 100(جنی) چشمامو باز کردم فکر کردم مردم...

بیب من برمیگردمپارت: 97من تنها وارد عمارت شدم نامحسوس دست به...

بیب من برمیگردمپارت : 96با انگشت اشارم زدم به شقیقش و گفتم +...

بیب من برمیگردمپارت : 91+ جونگکوک ما تو جنگل چیکار میکنیم_ ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط