دلم باران مےخواهد..!

دلم باران مےخواهد..!
آنقدر شدید کہ قدم بزنم و اَشک بریزم..!
بدون آنکہ کسے دلیلِ چشمِ ترَم را بپرسه..!
راحت گریه کنم ..!
دلم بارانے مےخواهد طولانے تا بتوانم تمام دلتنگیم را زیرش شستشو دهم..!
دلم باران مےخواهد که
تنم را خیس کند تا داغتْ را تسکین دهد..!
مستے باران را مےخواهم با صدایے دلنواز...
تا شاید یه امشب صدایت را فراموش کنم..!
دلم ؛
آخ ،کہ این دل؛ در نبودت چہ مےخواهد..!!
کاش بودے؛ تا باران را براے عشق بازے مےخواستم..!
دیدگاه ها (۵)

رمان لونا و ویلیام قسمت ۱۲

دلم باران مےخواهد..!آنقدر شدید کہ قدم بزنم و اَشک بریزم..!بد...

دلم باران میخواهد بارانی آرام امااااااا طولانی تا دست در دست...

دلـم بــاران میخـواهدبــارانی آرام...امــا طولـانی,تا دست در...

آن لحظه که دلتنگ یارم می شوم خود به خود هوس باران را میکنم.آ...

هوا که بارانی میشود...دست دلمـ را میگیرمـ و راه می افتمـ در ...

از همه چیز با ارزش تر و مهم تر این است که کسی را در زندگی دا...

از همه چیز با ارزش تر و مهم تر این است که کسی را در زندگی دا...

یٰا صٰاحِبَ الزَمٰان اَدرِکْنےٖ:از همه چیز با ارزش تر و مهم ...

آه سهراب پشت دریاها شهریست!شهری پراز شاخه های خیس خورده ی با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط