part 19

part 19
همون لحظه در آسانسور باز شد و اون اول بیرون رفت منم مثل یه جوجه اردک پشتش راه میرفتم یکم که راه رفتیم به یه اتاق رسیدیم که جلوش دوتا نره غول که انگار بادیگارد بودن وایستاده بودن جیمین برگشت سمتم یه نگاهی به صورتم انداخت و بهم اشاره کرد برم تو اما من میترسیدم اونم از دست دادن اهوم وقتی باز فهمید استرس دارم سمتم اومد که یه قدم عقب رفتم متوجه شد اما باز نزدیک شد دستش رو بالا اورد که چشمام رو محکم بستم
این دوسال جونگکوک کاری باهام کرده بود که هر کی دستشو بالا میبرد میترسیدم انگار اونم متوجه ترسم شد و
اون فقط با انگشتای کشیدش اشک های رو صورتم رو پاک کرد و اروم با چشمای مهربونمگاهم کرد و گفت
جیمین: نمیخوام ناراحت بشه پس جلوش خودتو کنترل کن دختر خوب
انگار اون خیلی مهربون تر بود و فرق داشت شاید برای همین بود اهوم اونو ترجیح داد
سری تکون دادم که این بار اون خودش در رو باز کرد و دستش رو پشتم انداخت و به داخل هدایتم کرد وقتی رفتم داخل دختر رنگ پریده ای که موی نداشت یه عالمه دَم و دستگاه بهش وصل بود رو تخت خواب بود و انگار این همون اهوم خواهر من بود خشکم زده بود جیمین منو ول کرد و به سمت اون رفت و سرشو بوسید اروم صداش کرد
جیمین:اهوم عزیزم ببین خواهرتو برات اوردم
اروم چشماش رو باز کرد سرش رو چر خوند و نگاهش رو من موند و اشکی از گوشه چشمش چکید
اهوم:..ا....ا.ت
جیمین نگاهم کرد و بهم اشاره کرد که برم جلو و در همون حین تخت اهوم و درست کرد اهوم نشسته دستاش رو باز کرد و لبخند خسته ای زد و گفت
اهوم: نمیخوای بیای بغلم خواهر کوچولو
سریع به سمتش رفتم وبا گریه خودمو تو بغلش انداختم دستاش رو دورم پیچید
اهوم:هیششش چیزی نیست
ا.ت:چت شده اهوممم
اهوم: دلم برات تنگ شده بود
با گریه لبخند زدم
ا.ت:من بیشتر
ازش جداشدم دستی رو صورت رنگ پریده اش کشیدم
ا.ت:باید برام تعریف کنی این همه مدت کجا بودی
لبخندی زد
اهوم: چشم بیا بشین کنارم
همون موقع صدای جیمین اومد
جیمین: تنهاتون میزارم
و بعد صدای بسته شدن در.....
.....اهوم
ا.ت جلوم نشسته بود اون تو این دو سال خیلی بزرگتر شده و همین طور زیبا تر اما یکم رنگ پریده و لاغر تر شده اونم فکر کنم شاید به خاطر این باشه که نگران من شده
ا.ت:خب برام تعریف کن این دو سال چی شد ؟
چرا اینطوری شدی ؟ چه بلای سرت اومده نکنه جیمین برات این بلا رو سرت اور....
دستمو رو لباش گذاشتم تا ساکت شه البته حق داره اینقدر سوال کنه یا دچار سوءتفاهم بشه
اهوم:هیششش یکم نفس بگیر دختر چی داری جیمین بهترین فرد زندگیمه اون این کارو نکرده
ا.ت:پس....
باز حرفش رو قطع کردم
اهوم: اجازه بده ا.ت همه چیز رو برات تعریف میکنم ..... فقط میخوام تا اخر بدون اینکه حرفم قطع کنی فقط گوش بدی بعد هر سوالی داشتی جواب میدم..... قول میدم
سر تکون داد
ا.ت:باشه
نفس لرزونم رو ول کردم و لب زدم
اهوم :....
چطور بود ؟ لایک و کامنت فراموش نشه و حتما نظرتون رو بگید 🤍 و یه سر به پیجم بزنید.
دیدگاه ها (۱)

part 18.....ا.تبعد چند دقیقه ادرسی برام فرستاد که زود پاشدم ...

part 16خشکم زده بود و فقط به صفحه گوشی خیره بودم که دوباره ز...

سناریو ایزانا پارت ۲

P5پارت جدیددددددد 🥳 ریندو شیپ باشه خوبه ؟؟🧐🤔ریندو : به هر حا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط