زلفت نمی گذاشت ببینم تو را درست

زلفت نمی گذاشت ببینم تو را درست
من تازه کار بودم و او کهنه کار بود!
دیدگاه ها (۲)

غصه تو چشمام ته نشین موندهاز بس غمو تو اشک حل کردمهر کی که ر...

مرا به او ندهید،او یکیست با اجلم...

سفره ی دلم را دیگرپیش هیچ کسی باز نخواهم کرد.جز همین گنجشکِ ...

داری مث خودم کم کمنموندن رو بلد میشیتو آدم خوبه ی قصهچه معصو...

دنبال یک ترانه هستم. او هیچوقت کهنه نمی شه....

کهنه فروش تو کوچمون داد میزد کهنه می خریم، وسایل شکسته و پار...

همش میخوام از اونا درست کنم سر کار بزارمتون نمی توننممم اییی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط