شاعرم کردی بیابان دیدم و دریا نوشتم

❤️❤️❤️❤️❤️
❤️❤️❤️❤️
❤️❤️❤️
❤️❤️
❤️

شاعرم کردی... بیابان دیدم و دریا نوشتم
تلخ را شیرین سرودم، زشت را زیبا نوشتم

چشم وا کردم به روی زندگی کابوس دیدم
چشم بستم خط به خط کابوس رارویانوشتم
از دل آزرده ام با هیچ کس چیزی نگفتم
بارها از بهره نابرده ام اما نوشتم

تا کسی از چشم هایم شکوه هایم را نخواند
اشک را در پرده پنهان، خنده را پیدا نوشتم

سوختم یک عمر، آهی از لبم آیا شنیدی؟
از دهان خونچکان زخم ها آیا نوشتم؟

سرنوشت خویش را از روز اول دیده بودم
در خیابان های سرد شب من توراتنهانوشتم..


❤️
❤️❤️
❤️❤️❤️
❤❤❤❤
❤❤❤❤❤
دیدگاه ها (۳)

سقوط تاوان پریدنبا بعضیاس

در یک مهمانی یک خیابانیا حتی یه مغازهچرا بر حسب یه اتفاق ما ...

❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️دلا ، شبها نمی نالی ، به زاری ...

❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️دنبال من می‌گردی و حاصل نداردا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط