بر پیکر خسته ی من و بر روحِ پر آشوبم زخم‌هایی‌ کهنه می‌‌ش

بر پیکر خسته ی من و بر روحِ پر آشوبم زخم‌هایی‌ کهنه می‌‌شدند که قادر بودند دستِ پر قساوت‌ترین تازیانه‌های تاریخ را به دوستی بفشارند
عشق در وجودم چنان رو به تحلیل بود که معنای زندگی‌، تنها در فعلی‌ خلاصه می‌‌شد که حتی داشتنش خیالی بود فرسنگ‌ها دور از ذهن

از اعماق یک گودالِ بزرگ و سیاه، دو چشم درشت از خوابی‌ طولانی بیدار شده بودند تا شاهد سقوطِ کسی‌ باشند که آنقدر درگیرِ ویرانی‌ خودش بود که دیگر از هیچ چیزی حتی نبودن و نداشتن نمی‌‌ترسید.نفس عمیقی کشیدم و به تاریکی‌ با صلابتِ یک چاه گفتم سلام !!!!
دیدگاه ها (۱)

───• ⌞𝐖𝐢𝐥𝐝 𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐭𝐡𝐞 𝐦𝐨𝐨𝐧⌝ •───گـــــرگ‌وحــــشــــی‌ومــ...

مار رفیقشو نیش زده باید محل نیش بمکه😂😂

یکی دیگه قدرشو میدونه . . #بامداد_خمار #نوید_پورفرج #ترلان_پ...

بعضی آدمها خود حال خوب اند...اگر قرار باشد یک فیلم ایرانی قص...

اخه طفلکی😂😂

ویدئو زیبا

ویدئو زیبا

هیچ زیبایی روشن تر از یک دل مهربان نمی درخشد✨🌸❤🌱(っ˶´ ˘ `)っ(˶...

❉᭄͜͡l𝐓𝐔𝐑𝐊❉᭄͜͡                    🎶🎶🎵🎵                     سل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط