در آغوشمـــ کهــ میگیــــــریـ

در آغوشمـــ کهــ میگیــــــریـ
مزهـ مزهـــ میکنمـــ نآمتـــ را
و دستـ ـهایمـــ
بیـ ـقرار تـ ـر از همیشهــــ
تـــ ـو را طلبـــ میکننــــ ـد...
و چشمانمـــ
راز ملتهبـــ نگاهمــــ را لـــ ـو میدهنـــ ـد
تــ ـو رنگـــ عوضــــ میکنیــــ و سرخــــ میشویــــ
مثلـــ یکـــ سیبـــ تازهـــ !
و انعکاســـ صدایتـــ در فضایــــ اتاقــــ میپیچـــ ـد کهـــ میگوییــــ ...
منـــ مـآلـــ توامـــ
دیدگاه ها (۱)

رمان لونا و ویلیام : قسمت ۱۴

Ⓜ️Ⓜ️Ⓜ️ نامه اعتراضی جمعی از طنزپرد‌ازان به رئیس مجلسوحید‌ می...

خویش هیچ گونه ا رتبا طی ندا رند . حتی گاهی نسبت به آ...

بنام خدا همیشه دوستت دارم .

سمیرای من؛ میدونی معنی دوستت دارم یعنی چه؟« د» : داشتن تو ، ...

نامه شماره بیست و هشت «بارسلونای کوچه شصت و سوم»باورت می‌شود...

چگونه با پدرت آشنا شدم؟۲۸ «بارسلونای کوچه شصت و سوم»باورت می...

بارسلونای کوچه شصت و سومباورت می‌شود‌ ۲۸ هفته از اولین نامه‌...

منوچهر آتشی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط