باز با آیات عشقت مست و بیمارم نکن 

باز با آیات عشقت مست و بیمارم نکن 
شعر، خوابم میکند ، آرام، بیدارم نکن 

دوستت دارم بماند وقت دیگر، وقت هست 
بیقرارم مثل هرشب، خوب من، زارم نکن 

کار دستم میدهد اینگونه خواهش های تو 
راحتم بگذار جانم، پای در کارم نکن 

عاشقی آسایش من ، عشق کابین من است 
جان من با واژه های داغ، بیزارم نکن 

سرخوش از گلبار شعرم ، بیخود از خود میشوم 
من پر از آرامشم امروز را هارم نکن 

من زمینی نیستم شاید، سکوتم بهتر است 
خواهشن دست مرا ول کن، گرفتارم نکن 

من " پرستوی" غزلهایم، چرایش را نپرس 
با دلیل و حرف و منطق ، باز آزارم نکن.
دیدگاه ها (۱۴)

گفتمش گرمی آغوش تو غوغا دارد گفت فریاد نگاهم همه را وا دارد ...

همیشه از چشمانت می ترسمراستش را بخواهیاز زیبایی این چشم ها م...

مثل یک فاجعه درگیر نگاهت شده ام لحظه ای دیدمت آکنده ز آهت شد...

نفسم، اخم تو غمگین و حزینم بکندبخدا اشک تو در کام زمینم بکند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط