ﺗﻮ ﻣﻌﺮﻭﻓﯽ ﺑﻪ ﻣﺨﻠﻮﻗﯽ ﮐﻪ ﺩﻝ ﺑﺮﺩ ﺍﺯ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪﺵ

ﺗﻮ ﻣﻌﺮﻭﻓﯽ ﺑﻪ ﻣﺨﻠﻮﻗﯽ ﮐﻪ ﺩﻝ ﺑﺮﺩ ﺍﺯ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪﺵ
ﻣﻨﻢ ﺷﻬﺮﯼ ﮐﻪ ﻣﺸﻬﻮﺭ ﺍﺳﺖ، ﺑﺎﺭﺍﻥ‌ﻫﺎﯼ ﯾﮏ‌ﺑﻨﺪﺵ

ﺩﻟﻢ ﮐﻮﺭ ﺍﺳﺖ می‌دﺍﻧﻢ ... ﻋﺰﯾﺰ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻫﺴﺘﯽ
ﺩﻟﻢ ﯾﻌﻘﻮﺏ ﭘﯿﺮﯼ ﮐﻪ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﭘﺎﯼ ﻓﺮﺯﻧﺪﺵ ...
دیدگاه ها (۲)

من بودم و مخروبه‌ای از درد.غم را که نشان داد؟

خلیل هم که باشمنمیتوانمبتی را که از تو ساخته ام

دل راچنان به مهر تو بستم !که بعد از این ؛دیگر هوای دلبر دیگر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط