شهر من غربت، دیارم بی کسی، اندکی بالا تر از دلواپسی، چندم
شهر من غربت، دیارم بی کسی، اندکی بالا تر از دلواپسی، چندمتری مانده تا آوارگی، ده قدم بالا تر از بیچارگی، جنب یک ویرانه میپیچی به راست، میرسی در کوچه ای کز آن ماست، داخل بن بست تنهایی ودرد، هست منزلگاه چندین دوره گرد، خسته و وامنده ازاین ماجرا، در همان اطراف میبینی مرا...!!!
- ۴۵۵
- ۲۰ خرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط