سال ها بلبل زبانی کرده ام

سال ها بلبل زبانی کرده ام
با وجودم نغمه خوانی کرده ام
سال ها با کوله بار شوق او
با دل خود مهربانی کرده ام
سال ها با بودنش دربزم جان
گویی عمر جاودانی کرده ام
سال ها‌ بااو چو یک سالم گذشت
آری آری زندگانی کرده ام
چون گذر کرد از گذار زندگی
بعد او ترک جوانی کرده ام
اینک اینجا پیری وبزم سکوت
با خموشی همزبانی کرده ام
دیدگاه ها (۲۹)

گفتم  که مرو  بر در این خانه  سراب استازریشه وبُن ،کوچه وپس ...

ندارم  ناله  تا  از   دل بر آرمیکی مُرغِ چمن گم گشته یارمندا...

آخرین دیدار بابا با نگاهی خوب نیستروزگار دخترت با این سیاهی ...

‍ مقدور هست درد دلی با شما کـــــــنم ؟ یا گاه نام کــــــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط