قسمته صد رمانه آوازه زیره آب

قسمته صد رمانه آوازه زیره آب
بابام ی باد داد تو سینش و گف
-دیر یا زود میخوای باهاش ازدواج کنی!! چه فرقی داره هفته ی دیگه یا ماه دیگه!!
-خب عاخه فک کنم یکم هم ب من مربوط میشه که بخوام یکم عقب تر بندازمش!! بابا مگه تو اولش منو حمایت نکردی؟؟!
-چرا ولی الان صلاح میبینیم که تو هم زودتر نامزدی کنی!!
پاشدم وایسادم
-من نمیخوام!! هفته ی دیگه خیلی زوده!!!
بابام هم پاشد انگشته اشارشو گرفت بالا و تهدید آمیز گف
-صداتو رو من بالا نمیبری!!
-خب من نمیخوام مگه زوره؟؟ مگه شما ها میخواین ازدواج کنین؟!
کیا هم پاشد دستم رو گرفت
-بیشتر از تو ب ما مربوطه!!!
مامانم هم پاشد تو صورته کیا سینمو سپر کردم
-ب تو یکی که دیگه اصلن ربط نداره کاسه ی داغ تر از آش!!!
صداشو برد بالا
-بمن مربوطه چون تو یه بچه ک*و*نی هستی که ب ناموسه داداشت هم چشم داری!! ما فقط داریم سعی میکنیم نزاریم اتفاقایه قبلی تکرار شن!!
بغض گلومو گرفت.. درنا از اولشم ماله من بود اون از من گرفته بودش و با این وجود من وقتی که درنا ماله کیا بود سعی میکردم بهش توجه نکنم.. بعدشم لاله دیگه چی بود که من بهش چشم داشته باشم..گردن شکوندم..صداهایه دور و برم رو نمیشنیدم یعنی میشنیدم دارن سرم داد و بیداد میکنن ولی اصن متوجه نبودم چی میگن.. سرم رو انداختم پایین.. لاله رو با درنایه من مقایسه میکرد؟ میخاستن واسه اینکه اتفاقایه قبلی نیوفته واسه من بزور زن بگیرن!! یهو یکی چونمو محکم گرفت و سرم رو بلند کرد و تکون داد.. کیانوش بود! دیگه خیلی اعصابمو خورد کرده بود..اصولن دعوامون هم میشد من تو صورتش نمیزدم چون خیلی دردش میگرفت تازه با اینکه عضلاته دستم درد میکرد اما همه ی توانمو جمع کردم و یه مشته خیلی محکم زدم تو صورتش و پرت شد رویه مبل.. دهنش داشت خون میومد خیلی محکم زدم مشته خودم درد میکرد اون که دیگه جایه خود داشت!! یقش رو گرفتم و یکم کشیدمش بالا.. سرش احتمالن گیج میرفت چون گنگ نگام میکرد.. فکم منقبض شده بود.. دندونامو محکم رو هم فشار میدادم!! بلند سرش داد میزدم
-خفه شوووو  خفه شوووو خفه شوووو... حق نداری با من اینجور حرف بزنی.. حق نداااااریییی!!! آشغاله عوضییی!!!
اونم یه مشت زد تو صورتم ولی درد نداشت.. شایدم اونقدر عصبانی بودم که چیزی حس نمیکردم.. عصبانی تر شدم صدامو بلند تر کردم
-درنا از اولشم ماله من بود..تو ازم گرفتیش!! با این وجود تا وقتی اسمه زنه کیانوش روش بود من نگاهشم نمیکردم!!
دیدگاه ها (۱)

قسمت صدویک رمان آوازه زیره آبچشماشو ریز کرد و گف-تو نمیتونست...

قسمت صدودو رمان آوازه زیره آبخونه دماغم که بند اومد رفتم داخ...

قسمت نودونه رمان آوازه زیره آب-باشه.. ولی میدونی که نسیم درن...

قسمت نودو هشت رمان آوازه زیره آبمامانم هم از تو آشپز خونه رف...

سناریووقتی رفته بودید خونه مامانو باباش اما تو پر*یود بودی م...

کپشن مهمه🎀💅🏿عروسک من😈🔞پارت دهم پیرمرده نگاه اخری به من و رفت...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p12زنگ آخر خورد.و...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p11رفتم داخل مدرس...

P³⁶The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

پآرت⁸یه یونگی نگاه کردماهمیتی ندادم ولی هوووف بزرگی از عصبان...

«ᴹʸ ᵐᵃᶠⁱᵃ»پارت۱۱*ویو مادر سونگمین*حالا که سونگمین نیست میتون...

پارت شش مافیای بیرحم دختر لجباز

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط