چه قدر فاصله اینجاست بین آدمها

چه قدر فاصله اینجاست بین آدمها

چه قدر عاطفه تنهاست بین آدمها

کسی به حال شقایق دلش نمی سوزد

و او هنوز شکوفاست بین آدمها

کسی به نیت دل ها دعا نمی خواند

غروب زمزمه پیداست بین آدمها

چه می شود همه از جنس آسمان باشیم

طلوع عشق چه زیباست بین آدمها

تمام پنجره ها بی قرار بارانند

چه قدر خشکی و صحراست بین آدمها

به خاطر تو سرودم چرا که تنها تو

دلت به وسعت دریاست بین آدمها
دیدگاه ها (۱)

زندگـــی زیبـاســـت چشمـی بـاز کـن گردشـــی در کوچــه باغ را...

و به تو خندید و تو نمی دانستی این که او می داند تو به چه...

قوی کسی است که نه منتظر می ماند کسی خوشبختش کند و نه اجازه م...

دو خط موازی زائیده شدند . پسرکی در کلاس درس آنها را روی کاغذ...

میتسوری در حالی که با لرزشِ دست‌هایش سعی می‌کرد اشک‌هایش را ...

«غروب بی پایان»تارهای سازم را به بندبند روحم گره زده ام. چشم...

𝒯𝒽𝑒 𝑔𝒾𝓇𝓁 𝓌𝒽𝑜 𝓈𝓂𝑒𝓁𝓁𝑒𝒹 𝓁𝒾𝓀𝑒 𝓇𝑜𝓈𝑒𝓈دختری که بوی رز می‌دادپارت شش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط