استاد کیم فصل
استاد کیم (فصل۲)
پارت ۱۰۶
( شب )
تالار شلوغی بود و همه مشغول خوردن غذا ها بودن و گاهی هم میرقصیدن تهیونگ و تهیان یونهی سر یه میز ایستاده بودن و گایا هم اومد
گایا: هنوز خبری ازش نیست
تهیونگ: درسته اما میاد
تهیان : اکه نیاد چی
یون وو : مگه میشه نیاد میاد آهان میبینی اومد
همه نگاه اشان رو سمته در دوختن و سوکهون را دیدن که با خنده مزخرفش سمته اونا میاومد
تهیونگ : با همتونم خونسرد باشید
همه سری تکون داد تا اینکه سوکهون به میز اونا رسید
سوکهون: اوووو شب خوش
تهیونگ : شب شما هم خوش ... خوش اومدی
سوکهون: ممنونم انگاری خبرا به گوشت رسیده
تهیونگ : خبر منظورت دزدیدن همسرم هست
سوکهون: درسته .... خودش کجاست
یون وو : منو ببین مرتیکه برو به جونت دعوا کن خودت از تهیونگ تشکر کن مگرنه الان جسدت گذاشته بود رو زمین
سوکهون: پیششششش .... هر موشی برام زر میزنه
یون وو سمته سوکهون با عجله رفت ولی گایا دست یون وو را گرفت
و سری تکون داد یون وو نفس آسوده ای کشید و عقب رفت ...
تهیونگ : اولم موش زر نمیزنه .. دومن اسم خودت رو بقیه نزار به تو میگن موش
سوکهون: بیخیال بگو ببیم مینو کجاست
یون وو : گوه خوریش به شما مونده آیا؟
سوکهون: من با تو حرفی ندارم بزنم باشه
روبه تهیونگ کرد
سوکهون: شب خوش
سوکهون راهی شد
تهیونگ : خدا رو شکر که گفتم مینو نیاد اینجا تو اتاق بالایی هستش
سوکهون حرف تهیونگ را شنید و خنده ای کرد سمته مبل ها رفت و نشست
نیم ساعتی گذشت که سوکهون میخواست هواس تهیونگ رو پرت کنه تا بره اتاق مینو ..... تهیونگ وقتی گوشی اش زنگ خورد سمته بیرون رفت و یون وو تهیان یونهی گایا مشغول حرف زدن بودن تا اینکه سوکهون زود سمته اتاق بالا ای رفت
در اول رو باز کرد ولی هیچ کسنبود ....
سوکهون: مینو صدام رو میشنوی میگن موش هیچ وقت از گربه قائم نمیشه ....
اسلاید ۲ لباس مینو
اسلاید ۳ لباس تهیونگ
@Yonjin953
پارت ۱۰۶
( شب )
تالار شلوغی بود و همه مشغول خوردن غذا ها بودن و گاهی هم میرقصیدن تهیونگ و تهیان یونهی سر یه میز ایستاده بودن و گایا هم اومد
گایا: هنوز خبری ازش نیست
تهیونگ: درسته اما میاد
تهیان : اکه نیاد چی
یون وو : مگه میشه نیاد میاد آهان میبینی اومد
همه نگاه اشان رو سمته در دوختن و سوکهون را دیدن که با خنده مزخرفش سمته اونا میاومد
تهیونگ : با همتونم خونسرد باشید
همه سری تکون داد تا اینکه سوکهون به میز اونا رسید
سوکهون: اوووو شب خوش
تهیونگ : شب شما هم خوش ... خوش اومدی
سوکهون: ممنونم انگاری خبرا به گوشت رسیده
تهیونگ : خبر منظورت دزدیدن همسرم هست
سوکهون: درسته .... خودش کجاست
یون وو : منو ببین مرتیکه برو به جونت دعوا کن خودت از تهیونگ تشکر کن مگرنه الان جسدت گذاشته بود رو زمین
سوکهون: پیششششش .... هر موشی برام زر میزنه
یون وو سمته سوکهون با عجله رفت ولی گایا دست یون وو را گرفت
و سری تکون داد یون وو نفس آسوده ای کشید و عقب رفت ...
تهیونگ : اولم موش زر نمیزنه .. دومن اسم خودت رو بقیه نزار به تو میگن موش
سوکهون: بیخیال بگو ببیم مینو کجاست
یون وو : گوه خوریش به شما مونده آیا؟
سوکهون: من با تو حرفی ندارم بزنم باشه
روبه تهیونگ کرد
سوکهون: شب خوش
سوکهون راهی شد
تهیونگ : خدا رو شکر که گفتم مینو نیاد اینجا تو اتاق بالایی هستش
سوکهون حرف تهیونگ را شنید و خنده ای کرد سمته مبل ها رفت و نشست
نیم ساعتی گذشت که سوکهون میخواست هواس تهیونگ رو پرت کنه تا بره اتاق مینو ..... تهیونگ وقتی گوشی اش زنگ خورد سمته بیرون رفت و یون وو تهیان یونهی گایا مشغول حرف زدن بودن تا اینکه سوکهون زود سمته اتاق بالا ای رفت
در اول رو باز کرد ولی هیچ کسنبود ....
سوکهون: مینو صدام رو میشنوی میگن موش هیچ وقت از گربه قائم نمیشه ....
اسلاید ۲ لباس مینو
اسلاید ۳ لباس تهیونگ
@Yonjin953
- ۱۷.۰k
- ۰۶ بهمن ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط