پارت ۱۳ پدرخوانده
پارت ۱۳ پدرخوانده
ویو ته:
ته: هی کوک باز میکنی یا زبونتو برا صبحانه بپزم؟
ک: باز میکنمممم
درو باز کرد به سمتش هجوم بردم عقب عقب میرفت پاش به لبه تخت گیر کرد افتاد رو تخت
از فرصت استفاده کردم روش خیمه زدم..
ک: باباییی پاشو چیکار میکنی(خنده)
ت: اومم بانی کوچولوم بوس بوسی میکنم
شروع کردم به بوسیدن کل صورت و گردنش و گهگاهی لباش بوسه سطحی میزدم
ک: هی بسه (خنده) بابایی(خنده)
اینم پارت ۱۳🤍💜💙
ویو ته:
ته: هی کوک باز میکنی یا زبونتو برا صبحانه بپزم؟
ک: باز میکنمممم
درو باز کرد به سمتش هجوم بردم عقب عقب میرفت پاش به لبه تخت گیر کرد افتاد رو تخت
از فرصت استفاده کردم روش خیمه زدم..
ک: باباییی پاشو چیکار میکنی(خنده)
ت: اومم بانی کوچولوم بوس بوسی میکنم
شروع کردم به بوسیدن کل صورت و گردنش و گهگاهی لباش بوسه سطحی میزدم
ک: هی بسه (خنده) بابایی(خنده)
اینم پارت ۱۳🤍💜💙
- ۸.۲k
- ۰۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط