بازی درخون
بازی درخون 🍷🗡
پارت چهل یک🍷🗡
هوفی کشیدم
کلافه نگاهش کردم نمیدونستم باید چیکار کنم
دستمو از لای دندوناش در آوردم و سیلی به صورتش زدم که به خودش اومد
راه نفس کشیدنش آزاد شد
اخم کمرنگی کردم
سمتش کج شدم و دست رو جای سیلی کشید
+چرا اینطوری شدی؟
بی حال نگاهم میکنه که همون موقع تقه ای به در میخوره و دکتر میاد تو
با دیدن من سلام میکنه و صاف وایمیسه!
میدونم تعجب کرده از دختری که روی تختمه..
تا حالا کسی جرات نکرده بیاد روی تختم
چون خوشم نمیاد کسی غیر از خودم روی تختم باشه
ولی حالا ، با وجود این دختر
دلم میخواد تا ابد توی بغلم روی تخت خودم قفلش کنم
بدون هیچ نوع انعطافی توی صدام پچ میزنم
+معاینش کن! صدای گلوله رو شنید نفسش کیپ شد و ..
بعد از برسی و حرف زدن با پری میگه
_به صدای تفنگ فوبیا داره!
نیشخند میزنم
صدای پر بغض پری بلنده میشه که به دکتر میگه
+آقا میشه از دست این نجاتم بدی؛ خواهش میکنم
پارت چهل یک🍷🗡
هوفی کشیدم
کلافه نگاهش کردم نمیدونستم باید چیکار کنم
دستمو از لای دندوناش در آوردم و سیلی به صورتش زدم که به خودش اومد
راه نفس کشیدنش آزاد شد
اخم کمرنگی کردم
سمتش کج شدم و دست رو جای سیلی کشید
+چرا اینطوری شدی؟
بی حال نگاهم میکنه که همون موقع تقه ای به در میخوره و دکتر میاد تو
با دیدن من سلام میکنه و صاف وایمیسه!
میدونم تعجب کرده از دختری که روی تختمه..
تا حالا کسی جرات نکرده بیاد روی تختم
چون خوشم نمیاد کسی غیر از خودم روی تختم باشه
ولی حالا ، با وجود این دختر
دلم میخواد تا ابد توی بغلم روی تخت خودم قفلش کنم
بدون هیچ نوع انعطافی توی صدام پچ میزنم
+معاینش کن! صدای گلوله رو شنید نفسش کیپ شد و ..
بعد از برسی و حرف زدن با پری میگه
_به صدای تفنگ فوبیا داره!
نیشخند میزنم
صدای پر بغض پری بلنده میشه که به دکتر میگه
+آقا میشه از دست این نجاتم بدی؛ خواهش میکنم
- ۲.۵k
- ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط