رفتم راببخشمی خواهم از اسمان شب

رفتم راببخشمی خواهم از اسمان شب
ستاره برایت بیاورم،با شعری عطشناک.....
در پی گریز از مرز عصیانم،وروحم در تلاتم ابدی سیر میکند
می خواهم از اسمان شب ارامش فراموش شده ی باران رابرایت بیاورم
می خواهم به مرز تبلور برسم واکنون....
حصار کوچک من شعر های من است و تنها پناهم
با رفتن از طپش ثانیه هاست
روی فواره ی تنهایی.....
دیدگاه ها (۲)

به گل سرخ قسم باور من عشق است باطن من...

عشق،پر مخاطره استمن خطر کردن را می اموزمعشق،ارزش خطر کردن را...

من از تو نشانی ندارم اما نشانیم را برای تو مینویسم...

سو ختم از اتش عشقت سراپا سوختم در ره وصل تو پروانه...

رفتم راببخشمی خواهم از اسمان شبستاره برایت بیاورم،با شعری عط...

رفتم مرا ببخش،میخواهم از آسمان شبستاره برایت بیاورم ،با شعری...

من سهمی از دنیا نمی خواهممی خواستم، حالا نمی خواهماین لاله‌ ...

من سهمی از دنیا نمی خواهممی خواستم، حالا نمی خواهماین لاله‌ ...

هر بار پرواز کردم، همراه نگاه تو... تا مرز جنوبی که مجبور بو...

هر بار پرواز کردم. همراه نگاه تو. تا مرز جنوبی که مجبور بودم...

خدایاشبِ قدر است ...آسمان را به فرشته هایت بسپار، به زمین بی...

التماس دعــــا😢 😢 خدایاشبِ قدر است ...آسمان را به فرشته ها...

التماس دعا🖤خدایاشبِ قدر است ...آسمان را به فرشته هایت بسپار ...

شهلا گرگانی شاعر کرمانشاهی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط