آدمها

آدمها
همیشه خوب را
برای یافتن خوب تر رها میکنند

غافل از اینکه خوب همانیست
که وقتی ازهمه چیز وهمه کس بریدی
یادش می افتی

همان کسی که
هر روز حالت را میپرسد
و تو سرسری میگویی خوبم

همان کسی که
تو حضورش را همیشه دیدی و حس کردی
اما ساده گذشتی

همان کسی که
وقتی که کم حوصله ای زمین و زمان را
به هم میدوزد تا تو لبخند بزنی

خوب
همان کسی است که
بی منت تو را دوست دارد
که تو صدبار دست رد به سینه اش میزنی
اما یکبار هم خواهشت را رد نمیکند

خوب همانیست
که طاقت قهر ندارد
میگوید قهر اما دلش
دوری ات را تاب نمی اورد

خوب همانیست که
همه احساسش را خرج تو و اطرافیانش میکند

خوب همانیست که
به جرم احساسش هرلحظه غرورش رامیشکنی
دلش را میشکنی
و او دم نمیزند

کجا با این عجله
لحظه ای درنگ کن
خوب خود را با خود نمیبری ؟

خوب یک نفر است
و هرگز تکرار نمیشود
مبادا از دستش بدهی
دیدگاه ها (۱۰)

می روم ، اما نمی پرسم ز خویشره کجا؟ منزل کجا؟ مقصود چیست؟بوس...

تا حالا به لحظه تحویل سال 1450 فکر کردید!!! ؟؟همه بلند میشن،...

برای گفتن من شعر هم به گل ماندهنمانده عمری و صدها سخن به دل ...

لیلےِ شعرم ... بیا اینجا هوا دم کرده استهجر چشمانت مرا لبریز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط