fake kook

fake kook
part*⁴⁸

ا.ت: ایی عوضی
تهیونگ: خوبی
کوک: اره خوبه خیلی ازش معلومه که خوبه
ا.ت: تو حرف نزن
کوک: بامنی؟
ا.ت: نه پس با بابام بودم
کوک: هه خب دوستای عزیزم من برم فردا میبینمتون
ا.ت:وایسا یه لحظه خب چیکار به ما داری میخوای چیکارمون کنی ها
کوک: میفهمی
ا.ت: حداقل یه چیز بیار بخوریم زندانم که میریم یه چیز بهمون میدن
کوک: اینجا از زندان بدتره
ا.ت: هیشش
تهیونگ: بیا ا.ت اینجا بشین
ا.ت: باشه
نشسته بودم جونگکوک هم رفت باورم نمیشه اون اینکارو باما کرد خیلی ناراحت بودم چون خیلی دوسش داشتم
تهیونگ: چیه داری فک میکنی قول میدم سریع از اینجا بریم بیرون ولی من تا جایی که میدونم این پسره تا مارو نکشه ول کن نیست
ا.ت: 😥😥
تهیونگ: تو ناراحت نباش هرجوره تورو از اینجا میفرستم بیرون
ا.ت: من بدون تو نمیرم
تهیونگ: ا.ت تو اینجا دیگه فک نکن که من پسر عموتم
ا.ت: ولی نمیتونم تنهات بزارم
تهیونگ: خب حالا اینارو ول کن رئیست چیشد
همین که گفت رئیست زدم زیره گریه 😭
تهیونگ: چیشده چرا داری گریه میکنی جواب رد بهت داد یا اخراجت کرد
ا.ت: هیچکدوم
تهیونگ: پس چیشد
ا.ت: تا یه هفته باهاش بودم
تهیونگ: خب
ا.ت: خیلی دوسش دارم ولی اون منو الان دزدیده
تهیونگ: یعنی چی منظورت چیه
ا.ت: 😥😥
تهیونگ: نکنه منظورت با جونگکوکه
ا.ت: اهمم 😓
تهیونگ: وای خدا ا.ت تو که نگفتی جونگکوکه
ا.ت: خب ازم نپرسیدی
تهیونگ: اونم دوست داره
ا.ت: فک نکنم
تهیونگ: الان کاری ازدستم بر نمیاد اگه میتونی بخواب صبح بلند شو یکاری میکنیم
ا.ت: امم باشه
سرمو گذاشتم رو پای تهیونگ چشمامو بستم و خوابیدم

#کوک
#فیک
#سناریو
دیدگاه ها (۲۳)

fake kookpart*⁴⁹صبح چشمامو باز کردم تهیونگ: بیدار شدیا.ت: ار...

fake kookpart*⁵⁰کوک: عزیزم الان میرسیما.ت: عزیزم😳هنوز دوس دا...

fake kookpart*⁴⁷سه روز بعدسه روزه نه میرم شرکت نه به کوک زنگ...

fake kookpart*⁴⁶کوک: ا.ت من خیلی صبر کردم تا الان موندم ولی ...

پارت ۲: عمو های من مافیان

پارت ۶🖤❤️خوناشام خشن من❤️🖤 ا/ت: اصلاً ریدم دهنت جونگ کوکاجون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط