پارت

پارت¹⁹
(بادیگارد هات❤️‍🔥)

تا دیدم ثورا داره با گوشیش ور میره آروم رفتم پیش شوگا و در گوشش گفتم:
_هوی..تموم شد.
با تعجب برگشت سمتم و گفت:
_چی؟
با چشمام به ثورا اشاره کردم و گفتم:
_اون دیگه انقدر نگاش کردی تموم شد.
یه دفعه دیدم قرمز شد و گفت:
_کی گفته من داشتم به اون نگاه میکردم من داشتم به پشت سرش نگاه میکردم.
زیر لب گفتم:
_منم که عر عر
بعد با صدای بلند گفتم:
_خب بیاین بریم اتاق منو نشون بدین.

ویو:ثورا

احساس می‌کردم از شوگا خوشم میاد ولی من کسی
دیدگاه ها (۱)

پارت ²⁰(بادیگارد هات❤️‍🔥)نبودم که عاشق بشم.من به خودم قول دا...

پارت²¹(بادیگارد هات❤️‍🔥)نوشتم:_اوکی بیا کافه(....)بعد چند دق...

پارت¹⁸(بادیگارد هات❤️‍🔥)با سرفه ام به خودش اومد.سریع طنابارو...

پارت¹⁷(بادیگارد هات❤️‍🔥)شوگا گفت:_اه ببخشید وسط حرفت پریدم.د...

p6بیو هینا جیمین : (لعنتی.. عاشقش.. شدم ) هینا: ویه چرا اینج...

╭━━━━━━━༺༻━━━━━━━╮┃   🕯️ 𝑴𝒚 𝑯𝒆𝒓𝒐 𝑨𝒄𝒂𝒅𝒆𝒎𝒊𝒂 ┃┃         ✦ Part ...

بچه ها ترو خدا صبر داشته باشید یروز این بنده خدا:https://wis...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط