p⁷
داشتم از پله ها بالا میرفتم که یک مرد دستم و کشید... چرا ولم نمی کرد
- میشه ولم کنی ؟(داد)
مرده و م : مینویسم
م: آخی خوشگله میای امشب و یکم حال کنیم ؟
- ولم کن نمیخوام
دیدم جونگکوک داره میاد طرفم
+ ولش کن .(سرد و خشن)
م: باشه جئون حالا اینهمه خشونت لازم نیست .
جونگکوک نگاه سردی بهم انداخت ... خجالت کشیدم یکم وقتی اوت لطفو بهم کرد و من باز اومدم از اتاق بیرون
دیدم دستمو گرفت و کشوند به بالا .
- جونگکوک دست....
+ ساکت.
منو وارد اتاق خودش کرد و درو بست .
+ لباساتو دریار .
- چیییی؟؟
+ این تیشرتو بپوش
- باشه روتو اونور کن .
+ اوکی
میخواستم لباسمو دریارم ک دستم به زیپ پشتش نمی رسد
- میگم .... چیزه ... میشه بگی ی دختر بیاد ؟
+ چرا ؟
- زیپ لباسم....
دیدم برگشت و اومد طرفم ، شونه هامو گرفت و برم گردوند و زیپ و داد پایین .
جونگکوک ویو
لعنتی با این بدن .. خسته شدم از هرزه های دورم ..
- باز کردی ؟
وسط زیپ بود و آروم آروم میدادم پایین
+ ن هنوز
زیپو پایین دادم
- خب روتو اونور کن
+ اوکی
رومو برگردوندم بااینکه از توی آینه داخل اتاق جکوزی داشتم نگاش میکردم واو... خفه شو جونگووک ببند اولین دختر نیست که بدنشو میبینی
- خب اوکی
رو مو که برگردوندم انقد کیوت شده بود که میخواستم فقط لپاشو بخورم
+ اوکی ،،
رفتم بیرون و درو از روش قفل کردم .
ا.ت ویو
چرا درو قفل کرد زدموبه در
- چرا بستیی؟ (دادچونصدایموسیقیزیادبود)
+ چون دیگه نیای هرچی بخوای تو همون اتاق هست .
- هیی،
دیگه صدایی نشنیدم .
رفتم رو تخت صدای موسیقی نمیزاشت بخوابم . هدفون کنار پاتختی و برداشتم و به گوشیم وصل کردم و پیانو آرومی گذاشتم و چشمامو بستم ...
جونگکوک ویو
.....
بچههامیشهنظرتونوبدیدحسمیکنمدارمگندمیزنم؟؟)
ولیبعدشقشنگمیشه،
- میشه ولم کنی ؟(داد)
مرده و م : مینویسم
م: آخی خوشگله میای امشب و یکم حال کنیم ؟
- ولم کن نمیخوام
دیدم جونگکوک داره میاد طرفم
+ ولش کن .(سرد و خشن)
م: باشه جئون حالا اینهمه خشونت لازم نیست .
جونگکوک نگاه سردی بهم انداخت ... خجالت کشیدم یکم وقتی اوت لطفو بهم کرد و من باز اومدم از اتاق بیرون
دیدم دستمو گرفت و کشوند به بالا .
- جونگکوک دست....
+ ساکت.
منو وارد اتاق خودش کرد و درو بست .
+ لباساتو دریار .
- چیییی؟؟
+ این تیشرتو بپوش
- باشه روتو اونور کن .
+ اوکی
میخواستم لباسمو دریارم ک دستم به زیپ پشتش نمی رسد
- میگم .... چیزه ... میشه بگی ی دختر بیاد ؟
+ چرا ؟
- زیپ لباسم....
دیدم برگشت و اومد طرفم ، شونه هامو گرفت و برم گردوند و زیپ و داد پایین .
جونگکوک ویو
لعنتی با این بدن .. خسته شدم از هرزه های دورم ..
- باز کردی ؟
وسط زیپ بود و آروم آروم میدادم پایین
+ ن هنوز
زیپو پایین دادم
- خب روتو اونور کن
+ اوکی
رومو برگردوندم بااینکه از توی آینه داخل اتاق جکوزی داشتم نگاش میکردم واو... خفه شو جونگووک ببند اولین دختر نیست که بدنشو میبینی
- خب اوکی
رو مو که برگردوندم انقد کیوت شده بود که میخواستم فقط لپاشو بخورم
+ اوکی ،،
رفتم بیرون و درو از روش قفل کردم .
ا.ت ویو
چرا درو قفل کرد زدموبه در
- چرا بستیی؟ (دادچونصدایموسیقیزیادبود)
+ چون دیگه نیای هرچی بخوای تو همون اتاق هست .
- هیی،
دیگه صدایی نشنیدم .
رفتم رو تخت صدای موسیقی نمیزاشت بخوابم . هدفون کنار پاتختی و برداشتم و به گوشیم وصل کردم و پیانو آرومی گذاشتم و چشمامو بستم ...
جونگکوک ویو
.....
بچههامیشهنظرتونوبدیدحسمیکنمدارمگندمیزنم؟؟)
ولیبعدشقشنگمیشه،
- ۱۹.۹k
- ۲۸ مرداد ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۱۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط