چه سنگین گذشت عصر بارانی ام امروز،

چه سنگین گذشت عصر بارانی ام امروز،
گویی نوازش نمی کرد باران صورتم را
تنها سکوتی بود تا حرفهایم در بستری از بغض بخوابند...
دیدگاه ها (۱)

دلم خوش نیست . . .غمگینم . . .کسی شاید نمیفهمد . . .کسی شاید...

عجب وفایی داره این دلتنگی ! تنهاش میذاری و میری تو جمع ، بعد...

بخواب آخرین آرزوی دلم :: بخواب نازنینم عزیزم گلمبخواب ...

گــــوشـــت راتــیز نـــکـــن،دلـــے کـــه شـــکست صــــدانـ...

دلتنگی هایتان را تایپ نکنید...دلتنگی هایتان را با پروفایل ها...

دلم وقتی که می گیرد تو می آیی به دیدارمبه من آهسته می گویی "...

# پارت چهاردهم: پیمانِ زیرِ بارانمرد که تمامِ قدرت خود را در...

# پارت سیزدهم: پیمانِ زیرِ بارانمرد که تمامِ قدرت خود را در ...

از ترس تا اعتمادpart: 8 مد...

پارت ۱۸چند هفته گذشت.من و جونگکوک به هم نزدیک‌تر شدیم.اما هن...

dark life = 18چند روز از آن شب جهنمی گذشته بود. ات دیگر مثل ...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁹³آروم نزدیک تخت رفتم.لب‌هام می‌لرزید.ب...

From Hatred to My Love

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁶²انقدر نزدیک بود که می‌تونستم گرمای نف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط