از شب نهراسیم که مهتاب تویی تو
از شب نهراسیم... که مهتاب تویی تو
ما را چه غم از غصه!؟ می ناب تویی تو
در خاطر ما میگذری هر شب و هر روز
در عالم بیداری و در خواب، تویی تو
در باغ دلم، موسم پاییز و زمستان
آن گل که بود خرم و شاداب تویی تو
خوبان جهان، در نظرم، جمله سرابند
در دیده ی غمدیده ی من، آب تویی تو
تو در گرانمایه ی دریای وفایی
در بحر وفا، گوهر نایاب، تویی تو
وقتی که نباشی، دلم آرام ندارد
ای دوست، قرارِ دل بیتاب، تویی تو
ما شب زدگانیم، ولی در ره عشقت
از شب نهراسیم، که مهتاب تویی تو
ما را چه غم از غصه!؟ می ناب تویی تو
در خاطر ما میگذری هر شب و هر روز
در عالم بیداری و در خواب، تویی تو
در باغ دلم، موسم پاییز و زمستان
آن گل که بود خرم و شاداب تویی تو
خوبان جهان، در نظرم، جمله سرابند
در دیده ی غمدیده ی من، آب تویی تو
تو در گرانمایه ی دریای وفایی
در بحر وفا، گوهر نایاب، تویی تو
وقتی که نباشی، دلم آرام ندارد
ای دوست، قرارِ دل بیتاب، تویی تو
ما شب زدگانیم، ولی در ره عشقت
از شب نهراسیم، که مهتاب تویی تو
- ۱.۶k
- ۲۷ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط