آمدی تا جان ببخشی

آمدی تا جان ببخشی
شاخه خشکانده را؟

یا بخشکانی ز ریشه
عشق باقیمانده را !؟

آمدی اما دلت جا
مانده نزد دیگران..

یا نیا یا همرهت کن
آن دل وامانده را..
دیدگاه ها (۳)

من به بند تو اسیرم تو ز من بی خبری..آفرین معرفت این است؛ که...

آمد اما در نگاهش دیگر آن گرما نبودموج خواهش بود و اما بستر د...

عشـــق یعنی تپش قلبـــیکہ فرسنگ ها دوربرایت بی بهانہ آهنگ زن...

این شب نیست که طولانی ست! خیالِ داشتنِ تو است که بند نمی‌آید...

چقدر زیباست شکوه و عظمت آفرینشطبیعت را با دقت نگاه و تفکر کن...

دلتنگم ای عزیز به روی نگاری‌اترو کرده‌ام به پنجره انتظاری‌ا...

✿ در دیگران می‌جویی‌ام اما بدان ای دوست این‌سان نمی‌یابی ز م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط