#ساعت_عاشقی
پاییز آمد، با خودش یک مرد را بُرد
یک عارف و یک عاشق شبگرد را برد

پاییز صدها خاطره از آن صدا داشت
یک حنجره از غصه و پر درد را برد

پاییز آمد شیشه‌ی عطری که هربار
با عطر خود مدهوشمان می‌کرد را برد

او هدیه‌ی پاییز بود و مِهربان بود
پاییز آنچه با خودش آورد، را برد

ما مانده‌ایم و حسرت آن گل که پاییز
هرگز نمی‌شد رنگ و رویش زرد را برد

پاییز یا فصل خزان با مرگ آمد
در بین این نامردمان یک مرد را برد…
#قاسم_بن_الحسن
@baghdad0120
دیدگاه ها (۰)

امام صادق (ع):أَجْوَدُ النّاسِ مَن جادَ بِنَفسِهوَ مالِهِ فی...

# ورق بزنید که این قمار باز قاتل خوابهای برای نابودی خودش دی...

♨️ آن‌باکس پهپادهای جدید مقاومت؛ حملات تازه در راه است! ایلا...

💥ژانر جدید در تیک تاک...فلسطینی ها دارن شیعه میشن❤️🗣 ســــ🇦🇫...

رمان سوکوکو پارت ۱چشم ها دروغ نمیگویند پرتوی افتاب که از شیش...

پارت پنجپشت در، کسی منتظرم بودپارچه‌ی سفید، آرام از روی آینه...

مردی که در کنارم بود

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط